http://qwerty1340.persiangig.com/image/7aa5dfc44ddd.jpg

فصل مهر ، فصل رويش جوانه های اميد، فصل خواندن و نوشتن، از راه رسيد، فصل مهر ، فصل آشنايی با خدا، فصل خوشه چينی ستاره ها، فصل همكلاسيهای ديروز و هم نيمكتی های امروز، از راه رسيد.
امروز زنگ آگاهی به صدا در می آيد و پرچم دانش برافراشته می شود، درب گلستان معرفت گشوده می شود و صدای جنب و جوش و شور و هياهوی بچه ها، فضای مدرسه را پر می كند.
ياسمن ها از قصّه های ديروز می گويند و معلمين درس امروز می دهند و كبوتران وجود را به پرواز در می آورند، تا به دانش آموزان درس خوب زيستن را بياموزند.
و سخنی با تو دارم اي معلم، آن گاه كه بر گوهر وجود، آيه ی مهر مي نشانی ... نور در گلدان انديشه ام می نگاری ... جوهر وجود را با آيات الهی به شفافيت شبنم دل مي نمايی ... صف‍حه ی سفيد ذهنم را با كلامت قلم مي زنی ... در گوشم آهنگ مهر مي خوانی ... دستانم را با ساختن بنای زندگی آشنا مي سازی .... با نگاهت شالوده ی وجودم را شكل مي دهی و بر رسايی ها و نارسايی هايش صيقل مي كشی.
اي معلم ! اي كه پا جای پای انبياء گذاشته ای تا درس چگونه زيستن را به ما بياموزی، امروز فرشتگان مامورند، به حمد و ثنای تو كه برترين شغل را پذيرا شدی تا بهترين خدمت را به بشريت بنمايی... آن گاه كه كلامی مي آموزی و آن گاه كه حرفه ای ياد مي دهی و آن گاه كه استعدادهايم را پرورش مي دهی تا آن چنان كه شايسته است زندگی نمايم و آن گاه كه مرا متوجه ی كمال خالقم در آفرينش مي نمايی .                                     
من همه ی آن لحظات را مديون تو هستم كه چون فرشته ی آسمانی در خلقت زمينی، تجلی بخش راه انبيائی و سراينده ی غزل هستی بخش آموختن ، برای زندگی نمودن بهتری .
و تو اي زيبای بوستان خرد، از مهر انديشه ات و سبزی وجود ، پر طراوت تر از هميشه ، وجودم را طراوت مي بخشی تا من نيز با پرورش استعداد و انديشه ام و بالا بردن قابليتها و ظرفيتهای خويش، خردمندانه نقش آفرين زندگی شوم، كه خداوند هستی بخش بدان منظور مرا سرشته و من امروز به شكرانه ی اين همه نعمت ، خداوند بزرگ را سپاس بيكران مي گذارم كه آيات مهرش را در وجودی چون انسان به وديعت گذاشت تا انسانيت را در وادی امتحان، به عرصه ی ظهور رساند.