قام معلم
معلم اي سراپا عشق و ايمان فراتر گشته از دنياي امكان
جهانٍ بي تـو معنـائي نــدارد زمان هم بي تو فردائي ندارد
اگرعالم چو يك انگشتري بود نگين آن تو بودي و تو مقصود
تو نور پـر فـروغ درفشـانـي كـه در دنـيا و عقبـي جـاودانـي
بهار اندر بهاري ، بي خزاني گل صد برگ بستـان جهانـي
چه زيبا وصف تو فرموده مولي از آن فرموده حيران گشته دنيا
مقام تو چنـان عالي مقام است كه عالم را امير خاص و عام است
اميـرانـي كـه بـر دنيـا سوارند به گردن هاي خود دين تو دارند
دگر والاتر از اين جايگه چيست؟ فلك را برتر از اين قله اي نيست
روا باشـد ببـوسي دسـت او را تو خسرو مثـل دست پاك بـابـا
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۸ ساعت 18:21 توسط عبدالرضا هرمزانی
|