1(در کدام یک از مراحل تحقیق از مهارت های علمی بیشتری استفاده می شود؟
1(طرح پرسش 2(نتیجه گیری 3(آزمایش 4(یاد داشت برداری
2(کدام یک از مراحل زیر، نشان دهنده ی یک تغییر شیمیایی در تولید کاغذ است؟
1(چیپس کردن چوب 2(پهن کردن خمیر کاغذ روی صفحه های فلزی
3(از بین بردن رنگ زرد چوب 4(صاف کردن خمیر کاغذ با استفاده از غلتک
3(در حالت عادی کدام اسید موجب تغییر رنگ کاغذ پی اچ نمی شود؟
1(جوهر لیمو 2(جوهر نمک 3(آبلیمو 4(آب نارنج
4(ترکیب شیمیایی کدام یک از بخش های زیر تفاوت بیشتری باهم دارند؟
1(هسته ی بیرونی و درونی 2(سطح زمین و بخش های زیرین سنگ کره
3(گوشته ی زیرین و خمیر کره 4(خمیر کره و بخش های زیرین سنگ کره)انتهای سنگ کره(
5(احتمال وقوع زمین لرزه در کدام بخش های سنگ کره بیشتر است؟
1(مناطقی که ضخامت سنگ کره بیشتر است. 2(مناطقی که تا به حال زمین لرزه رخ نداده است.
3(مناطقی که سنگ کره دارای ترک وشکستگی است. 4(مناطقی که ضخامت سنگ کره کم است.
6(کره ی زمین دارای نیروهای .............. و ................ است.
1(اصطکاک- رانشی 2(گرانشی- رانشی 3(مغناطیسی- گرانشی 4(تکیه گاه- رانشی
7(در هواپیما نیروی................ در ایجاد نیروی ................ نقش اساسی دارد.
1(مقاومت هوا- بالابری 2(بالابری- رانشی 3(رانشی- بالابری 4(گرانشی- رانشی
8(هنگام استفاده از چرخ دنده برای انتقال نیرو، انجام کدام کار امکان پذیر نیست؟
1(افزایش نیرو 2(تغییر جهت نیرو 3(کاهش زمان کار 4(افزایش انرژی
9(کدام یک از انرژی های زیر به ترتیب تجدیدپذیر و تجدید ناپذیر هستند؟
2(انرژیهسته ای- انرژی باد 2(انرژی باد- انرزی زمین گرمایی
3(انرژی موج دریا- انرژی هسته ای 4(انرژی موج دریا- انرژی زمین گرمایی
11 (علت کدام پدیده با بقیه فرق دارد؟
با یاد خالق هستی بخش
1(چسبیدن لکه ها و کثیفی به لباس های رنگ روشن 2(جرقه زدن پتوی پشمی
3(چسبیدن پرز های دستمال ویا گردو غبار به شیشه تلوزیون 4(چسبیدن موها به شانه پلاستیکی
11 (کدام دسته از موارد زیر،همگی طبیعی هستند؟
1(پوکه ی معدنی- اسید های صنعتی- سنگ آهن 2(اسید ها ی خوراکی- فلز آهن- توف
3(چرم- نشاسته- اسید های خوراکی 4(طلا- پوکه ی معدنی- توف
)12 PH کدام یک از مواد زیر، بالای 7 نیست؟
1(آب آشامیدنی 2(آب باران 3(خون 4(جوش شیرین
13 (در هسته ی بیرونی و هسته ی درونی زمین، به ترتیب دما نسبت به نقطه ی ذوب آهن)در همان نقطه از زمین( چگونه است؟
1(بیش تر- کم تر 2(بیشتر- بیشتر 3(کم تر- کم تر 4(کم تر- بیشتر
14 (تشکیل برخی از معادن کره ی زمین حاصل چه فعالیتی می باشد؟
1(زلزله 2(آتش فشان 3(سونامی 4(رانش زمین
35 گرم، بر روی زمین، معادل چند نیوتون است؟ )15
5/33 )4 5/533 )3 3/3 )2 33 )1
16 (در کدام گزینه زیر، انرژی پتانسیل کشسانی به انرژی مکانیکی جنبشی تبدیل می شود؟
1(ملخ یا پروانه 2(آرمیچر 3(کش 4(موتور الکتریکی
17 (در کدام یک از موارد زیر، نیرو بر جسم وارد می شود؟
1(یک وزنه که در بالای سر خود نگه داشته ایم. 2(یک تابلوی نقاشی که روی دیوار نصب شده است.
3(آقای پلیسی که در سر چهارراه ایستاده است. 4(در همه ی موارد به جسم نیرئ وارد می شود.
18 (در کدام گزینه تبدیل انرژی نوشته شده، درست نمی باشد؟
1(رها شدن زه کمان: ذخیره ای به حرکتی 2(مار ماهی: شیمیایی به الکتریکی
3(لامپ روشن: الکتریکی به نورانی و گرمایی 4(مصرف باتری: التریکی به حرکتی
19 (علت بروز تفاوت در اطلاعات جمع آوری شده از آزمایش ها چیست؟
1(تغییر شرایط آزمایش 2(خطاهای ابزاری و انسانی
3(خطاهای ابزاری 4(حواس پرتی و آزمایشگر
21 (کدام گزینه مراحل روش علمی یک پدیده را نشان می دهد؟
1(مشاهده- آزمایش- فرضیه- نظریه 2(فرضیه- مشاهده- آزمایش- نظریه
3(مشاهده- فرضیه- آزمایش- نظریه 4(فرضیه- آزمایش- مشاهده- نظریه
21 (تغییرات انجام شده در کارخانه کاغذ سازی،در کدام مرحله متفاوت تر است؟
1(خشک کردن کاغذ 2(رنگ بری 3(خرد کردن چوب 4(خمیر سازی با بخار
22 (کدام یک ویژگی اسید است؟
1(در بدن انسان اسید وجود ندارد. 2(اسید ها به آرامی با مواد واکنش نشان می دهند.
3(برخی از اسید ها به هضم غذا کمک می کنند. 4(اسید ها با هر ماده ای واکنش نشان می دهند.
23 (چرا زمین خاصیت مغناطیسی دارد؟
1(مواد مذاب با سنگینی و تراکم زیاد در کره ی زمین وجود دارد.
2(در اطراف هسته مواد مذاب وجود دارد.
3(هسته ی زمین از جنس آهن و نیکل است.
4(زمین لایه لایه است.
24 (سرعت صوت در کدام بیشتر است؟
1(آب داخل ظرف 2(آب دریا 3(آب استخر 4(آب باران جمع شده در یک گودال
25 (کمیّت متغیری است که می توان برای آن مقدار عددی بیان کرد.)مثل سنگ که واحد آن است.(کدام گزینه اشاره به کمیت
دارد؟
1(مکان 2(نیرو 3(مولکول و اتم 4(شکل
26 (وقتی دو جسم با یکدیگر برخورد می کنند، کدام مورد نقش نداشته است؟
1(نیروی گرانشی 2(نیروی اصطکاک 3(انرژی جنبشی 4(نیروی اینرسی
27 (انرژی گرمایی چیست؟
1(معیاری برای اندازه گیری دمای اجسام است.
2(انرژی انتقال یافته، بین دو جسم به علت تفاوت دمای آنهاست.
3(همان انرژی درونی جسم است.
4(میانگین انرژی جنبشی ذرات تشکیل دهنده ی جسم است.
28 (تشخیص کدام صورت انرژی دشوارتر است؟
1(شیمیایی 2(نورانی 3(الکتریکی 4(گرمایی
29 (کدام روش موجب کاهش اصطکاک اجسام در هوا می شود؟
1(استفاده از چرخ 2(روغن کاری 3(صیقلی کردن 4(نوک تیز کردن
31 (چه نیرویی سبب گردش ماه به دور زمین می شود؟
1(اصطکاک 2(الکتریسیته 3(مغناطیسی 4(گرانشی


طریقه بر طرف کردن لکه در لباس ها

قبل از هر اقدامی فراموش نکنید که باید برای پاک کردن هر نوع لکه ای سرعت عمل داشته باشید و بطور کلی ، از قسمت پشت لکه باید شروع نمایید . به این ترتیب از پخش شدن لکه جلوگیری بعمل می آید …

 

 

پاک کردن انواع لکه از روی لباس

 

- هنگامی که پارچه دیگری را به محلول لکه بر آغشته کردید و می خواهید از آن برای پاک کردن لکه استفاده کنید ، پارچه را بر روی لکه نمالید بلکه پارچه را روی لکه بفشارید و با سیستم ضربه ای عمل نمایید .

- برای پاک کردن لکه ابتدا از محدوده خارجی لکه شروع کنید و به سمت وسط لکه ادامه دهید .

- برای لکه های غیرچرب از آب سرد استفاده نمایید ، آب داغ لکه غیرچرب را پایدار می نماید .


۱) پاک کردن لکه خون :

لکه را زیر آب سرد قرار داده و آن را با آب سرد بشویید . لکه از بین می رود . در صورت عدم تاثیر می توانید محلولی از نشاسته با کمی آب تهیه نمایید تا خمیر غلیظی شود ، آن را روی لکه خون بمالید . بعد از خشک شدن نشاسته ، نشاسته را از پارچه جدا نمایید ، سپس لباس را بشویید لکه خون از بین می رود .


۲) پاک کردن لکه گل و لای بر روی لباس :

یک عدد سیب زمینی را با چاقو به دو نیم کنید و بر روی لکه بمالید ، سپس لباس را در آب سرد بخیسانید و سپس با پودر رختشویی شستشو دهید . در صورت پایداری لکه ، پارچه ای را به الکل آغشته کنید و بر روی لکه بمالید .


۳) پاک کردن لکه آدامس :

برای از بین بردن آدامس با یک تکه یخ چند مرتبه بر روی آدامس بکشید تا از روی لباس جدا شود . اگر آدامس از پارچه جدا نشد می توانید از بنزین استفاده کنید .


۴) پاک کردن لکه شکلات :

ابتدا باقی شکلات را از روی پارچه بردارید سپس یک پارچه سفید را چند لایه تا کنید و زیر پارچه در محل لکه قرار دهید . حال به نسبت مساوی سرکه و الکل را مخلوط کرده با پنبه روی محل بکشید و با پنبه دیگر روی آن را خشک کنید . چنانچه با این روش لکه پاک نشد می توانید از آب اکسیژنه استفاده نمایید و در آخر پارچه را با آب گرم و صابون بشویید .


۵) پاک کردن لکه رژ  لب :

خمیر دندان بر روی لکه بمالید و سپس لکه را با آب گرم شستشو دهید . یا محل لکه را در گلیسیرین بخیسانید سپس روی لکه را الکل یا بنزین بمالید . پارچه ای که آغشته به محلول پودر رختشویی شده را روی لکه بمالید بعد در محلول پودر رختشویی بشویید ، سپس خوب آبکشی کنید .


۶) پاک کردن لکه بستنی :

پارچه لک شده را با محلول آب و مایع لباسشویی خیس کنید و بعد با پنبه ای آغشته به بنزین روی آن بکشید و بعد آبکشی کنید .


۷) پاک کردن لکه آبمیوه :

اگر این لکه بر روی پارچه سفید بود با آب و صابون آن را بشویید . اما اگر لکه روی پارچه پشمی بود ، آب اکسیژنه را با چند قطره آمونیاک مخلوط کرده با آن لکه را پاک کنید . اگر لکه روی پارچه های ابریشمی سفید و یا رنگی بود آب و الکل سفید ۹۰ درصد را به نسبت مساوی مخلوط کرده و با آن لکه را محو کنید . یا مقداری نمک بر روی لکه بریزید و سپس آن را ۱۰ دقیقه در آب سرد بخوابانید . پس از آن با آب گرم و پودر رختشویی بشویید .


۸) پاک کردن لکه میوه های رنگین :

لکه میوه هایی که رنگین هستند (توت فرنگی ، آلبالو و…) را می توان با آب و آمونیاک شستشو داد و نیز می توان مقداری نمک روی لکه ریخته و بعد از مدتی با پودر رختشویی بشویید و اگر لکه نرفت می توان از محلول کلر استفاده کرد .


۹) پاک کردن لکه تمشک :

محل لکه را در محلول پودر رختشویی بخیسانید و اگر شستید و نرفت مقداری ماست رویش بریزید . سپس با آب گرم شستشو دهید .


۱۰) پاک کردن لکه آبرنگ :

لکه را با آب سرد بشویید سپس آن را با آب نیمه گرم و پودر رختشویی بشویید و آبکشی نمایید . اگر هنوز لکه برطرف نشده ، پنبه را به گلیسیرین آغشته نموده و روی آن بمالید ، سپس با آب گرم و پودر رختشویی بشویید و آب بکشید و اگر نتیجه نگرفتید از «تربانتین» استفاده نمایید .


۱۱) پاک کردن لکه رنگ های پلاستیکی :

باقیمانده رنگ را از روی پارچه بتراشید سپس لکه به مدت ۱۰ دقیقه در نفت بماند و بعد با آب گرم و صابون بشویید و آبکشی نمایید .


۱۲) پاک کردن لکه تازه رنگ های روغنی :

پاک کردن لک کهنه رنگ های روغنی تقریبا غیر ممکن است اما در صورتی که هنوز خشک نشده باشد اضافه رنگ را از روی پارچه بتراشید بعد پنبه ای را به تربانتین آغشته کنید و روی لکه بمالید سپس با پنبه دیگری پاک کنید این کار را چندین بار تکرار کنید و ته رنگ را نیز با آب گرم و پودر لباسشویی از بین ببرید .


۱۳ ) پاک کردن لکه زنگ زدگی :

برای پاک کردن لکه زنگ زدگی لکه را ۱۰ دقیقه در آب لیموی تازه که به آن نمک زده اید خیس کنید سپس لباس را با آب بشویید .


۱۴) پاک کردن لکه شمع و مدادهای چرب آرایشی :

ابتدا باقی مانده لکه را با جسمی نوک تیز به آرامی بردارید . سپس دو تکه دستمال کاغذی در دو طرف لکه قرار دهید . سپس اتوی گرم را بر روی یکی از کاغذها در محل لکه فشار دهید . به این ترتیب ، چربی موجود در لکه آب می شود و جذب دستمال یا کاغذهای طرفین می شود .


۱۵) پاک کردن لکه چای و قهوه :

برای از بین بردن لکه چای ، فورا پارچه خیس را روی لکه بکشید . اگر پاک نشد ، پارچه را آغشته به آب و پودر لباسشویی کنید بر روی لکه بکشید فورا تمیز می شود .


۱۶) پاک کردن لکه زردی اتو :

اگر لباس کتانی بر اثر گرمای زیاد اتو زرد رنگ شده می توانید پیاز را دو نیم کرده و روی لکه بمالید لکه های زرد برطرف خواهد شد و بعد لباس را داخل آب سرد ۱۰ دقیقه خیس کنید و بعد آن را بشویید . یا از محلول آب اکسیژنه استفاده نمایید .


۱۷) پاک کردن لکه واکس :

ابتدا پارچه ای را خیس کنید و روی آن بکشید . سپس روی پارچه مقداری مایع ظرفشویی ریخته و بر روی لکه بکشید . بعد دوباره با پارچه خیس دیگری روی لکه بکشید اگر لکه کاملا از بین نرفت ، با پارچه آغشته به الکل بر روی لکه بکشید تا کاملا تمیز شود .


۱۸) پاک کردن لکه قیر :

لکه قیر را در بنزین بخوابانید و سپس با آب و مواد شوینده شستشو دهید و بعد در معرض آفتاب بگذارید .


۱۹) پاک کردن لکه روی چرم :

پنبه ای را با روغن زیتون آغشته نمایید و روی چرم بکشید و بعد با یک پنبه تمیز و نمدار روی چرم را پاک کنید .


۲۰) پاک کردن لکه چربی از چرم :

برای پاک کردن لکه چربی از روی کاپشن یا چکمه چرمی روی لکه چربی مایع ظرفشویی بمالید و بگذارید خشک شود و سپس با دستمال آن را جلا دهید .


۲۱) پاک کردن لکه شیر :

برای از بین بردن لکه شیر آمونیاک را به مقدار زیاد رقیق کرده و کمی نمک به آن بیفزایید و لکه را با این محلول پاک نمایید و بلافاصله آب بکشید .


۲۲) پاک کردن لکه عرق بدن :

اگر لباس سفید است ، کافیست مقداری محلول آب نمک تهیه کنید و لکه را مدت یک ساعت در آن قرار دهید تا پاک شود . برای پاک کردن لکه عرق از یقه لباس ، از خمیر جوش شیرین و سرکه سفید کمک بگیرید ، این خمیر را روی محل مورد نظر بمالید بعد از چند دقیقه شستشو دهید و برای پاک کردن لکه های عرق برسطح لباس می توانید از محلول رقیق شده سرکه یا آب لیمو نیز کمک بگیرید .


۲۳) پاک کردن لکه جوهر :

برای از بین بردن لکه جوهر می توانید لکه را پنج دقیقه در شیر بخوابانید ، سپس آنرا با آب معمولی بشویید لکه به راحتی از بین می رود .


۲۴) پاک کردن لکه مرکب :

محل لکه را در مخلوطی از سرکه سفید والکل قرار دهید تا مرکب در آن حل شود بعد با آب سرد آن را شستشو دهید .


۲۵) پاک کردن لکه سس گوجه فرنگی :

ابتدا باقی مانده لکه را با جسمی نوک تیز به آرامی بردارید . پارچه ای دیگر را به الکل آغشته کنید ، و آنرا روی لکه فشار دهید بعد در آب سرد با مواد شوینده بشویید .


۲۶) پاک کردن لکه چسب :

یک تکه پارچه را آغشته به سرکه کرده و روی چسب بگذارید . چسب ، سفتی خود را از دست داده و از لباس جدا می شود .


۲۷) پاک کردن لکه روغن :

برای تمیز کردن لباس هایی که روغنی شده لباس را در نوشابه بخیسانید و سپس آن را با آب و پودر لباسشویی بشویید .


۲۸) پاک کردن لکه چربی :

برای از بین بردن لکه چربی قسمت لکه شده را با کمی محلول نمک و الکل بمالید . اگر لکه چربی روی پارچه ابریشمی است با دستمال کاغذی روی قسمت لکه شده را بپوشانید و اتوی داغ را محکم روی آن فشار دهید تا لکه ناپدید شود .


۲۹) پاک کردن لکه روغن ماشین :

اگر لباس کتانی یا ابریشمی لک سیاه روغن ماشین را گرفت روی لکه ها را روغن بمالید و بگذارید ۱۲ ساعت بماند و سپس آن را با بنزین پاک کنید . برای لباس چرمی می توانید مقداری وازلین روی لکه بمالید و بعد از یک ساعت و نیم با تتراکلرورد پاک کنید سپس با یک تکه پارچه پشمی آن را جلا دهید .


۳۰) پاک کردن لکه نوشابه :

قشر نازکی از نمک یا پودر تالک (پودر بچه) روی لکه بریزید و آن را  تا یک ساعت بگذارید بماند سپس با کمی مایع ظرفشویی و آب گرم شستشو دهید .


۳۱) پاک کردن لکه تخم مرغ :

برای پاک کردن لکه تازه تخم مرغ محل لکه را با آب سرد بشویید بعد با آب ولرم و صابون محل لکه را شستشو دهید و سپس با الکل و محلول رقیق آمونیاک اثر لکه را برطرف نمایید .


۳۲ ) پاک کردن لکه زرد سیگار :

اگر لباس شما در اثر سوختگی یا سیگار زرد شده حبه قندی را روی لکه بکشید و آنقدر این کار را ادامه دهید تا لکه از بین برود و سپس آن را با آب و پودر لباسشویی بشویید .

دستور زبان فارسی

دانش آموزان عزیزبرای موفقیت بیشتر در آزمونها  این دروس رابه خوبی مطالعه بفرمایید

جمله

جمله به کلمه یا مجموعه ای از کلمه ها گویند که دارای معنی کامل باشد

گاه یک کلمه به تنهایی یک جمله به حساب می اید

مانند علی به خانه امد و رفت

 متن بالا از دو جمله تشکیل شده است و رفت به تنهایی یک جمله است

در بعضی از جمله ها فعل حذف می شودمانند او را به کجا می بری ؟ به مدرسه اینجا فعل  می برم  حذف شده پس دو جمله است

شبه جمله ها مانند ندا و منادا واصوات مانند به به جیک جیک یک جمله به حساب می اید

تمرین درکلاس

الف)ابیات و عبارات زیر از چند جمله تشکیل شده است

1)ای نام تو بهترین سر اغاز          بی نام تو نامه کی کنم باز

جواب 3 جمله است ای منظور ای خدا است مناداکه یک جمله محسوب می شود نام تو بهترین سر اغاز است حذف شده جمله دوم حساب می شود مصرع دوم  نیز یک جمله است   

2)هم قصه ی نانموده دانی            هم نامه ی نانوشته خوانی    

ج)......

برای فرا گرفتن و فهمیدن و به ویژه برای کشف کردن سری به طبیعت روستا زدم .

ج) .....

 

تعدادجمله ازفرمول زیربه دست می اید .
تعداد فعل های ذکر شده + تعداد فعل های حذف شده + شبه جمله
مثال : ای مردم ! بدانیدملتی که تلاش کند وپشتکار داشته باشد هم به برخورداری می رسد وهم به موفقیت .
ای مردم + بدانید+ تلاش کند+ داشته باشد +می رسد +می رسد (که حذف شده )
شبه جمله + فعل + فعل + فعل + فعل +(فعل حذف شده)
گاهی در جمله عبارتی شبیه به فعل می آید که هرگز فعل نیست .مانند مصدر ها ،بنابراین، این گروه هرگز در شمارش، جمله محسوب نمی شوند.
مثال : هنگام رفت وآمد از خیابان احتیاط کن . ( یک جمله )
کار کردن وتلاش کردن رمز موفقیت است . ( یک جمله )
نکته :گاهی فعل ها به صورت مخفف می آیند .درشمارش جمله ها محسوب می شوند .
مثال :من آن نی ام که تورراها نکنم .(من آن کسی نیستم که تورارهانکنم )

انواع جمله

جمله : کلمه یا مجموعه ای از کلمات است که پیامی را از یک شخص به

دیگران می رساند.

جمله از نظر پیام و مفهوم یا شیوه ی بیان : 

1 ـ خبری : خبری را به ما می رساند. (علامت این نوع جمله ( .) می باشد.)

2 ـ امری :کاری را درخواست می کند. (علامت این نوع جمله (.) می باشد.)

فعل امر دو ساخت دارد 1)دوم شخص مفرد بدون شناسه مانند

برو /بخوان /بنشین گاهی نشانه "ب"از اول فعل امر حذف میشود

مانند رو که در خانه ی خود بسته ایم                                         برو فعل امر


 دوم شخص جمع مانند:بروید/ بخوانید /بنشینید

3 ـ پرسشی :سؤالی را مطرح می کند. (علامت این نوع جمله (؟) می

باشد.) جمله پرسشی به دو گونه می اید همراه با نشانه های پرسشی ایا؟

چگونه ؟چرا؟مگر؟کدام؟کدامین؟و هیچ ؟ مانند ایا درس خوانده ای؟

بدون نشانه های پرسشی مانند درس خوانده ای ؟

در این جمله ها از طریق تغییر لحن و اهنگ متوجه می شویم که جمله پرسشی است

4 ـ عاطفی:یکی از عواطف انسان مانند:تعجّب،تأسف،آرزو،دعا،نفرین و...را بیان 

می کند.(علامت این نوع جمله ( ! ) می باشد.) 
                                                        

* جمله هایی که بوسیله ی آن ها برای کسی دعا می کنیم،« جمله ی دعایی » 

نامیده می شوند.فعل این نوع جملات معمولاً « باد ـ مباد ـ مبادا ـ بادا »می باشد و

 این جملات جزء «جملات عاطفی » محسوب می شوند. 

تمرین در کلاس

نوع جمله های زیر را از لحاظ پیام و محتوا مشخص کنید .

بر ورق سبز برگ/ خط خدا را بخوان

افرین جان افرین پاک را

مردم بالا دست چه صفایی دارند

با بهاری که میرسد از راه          سبزشو تازه شو بهاری شو

با خودش زیر لب چنین می گفت:        ارزوهایتان چه رنگین است

شبروان مست ولای تو علی             جان عالم به فدای تو علی

چه فرهادها مرده در کوه ها            چه حلاج ها رفت بر دارها

 مراعات نظیریا شبکه معنایی

مُراعات النظیر(شبکه ی  معنایی ـ تَناسب ـ  زنجیره معنایی): 

آوردن چند کلمه از یک مجموعه است که با هم تناسب دارند این تناسب می تواند 

از نظر جنس، نوع ، مکان، زمان ـ همراهی و... باشد.

مثال

اَرغَوان جامِ عقیقی به سَمَن خواهد داد/چَشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد(حافظ)

 در این بیت از حافظ واژه های  اَرغَوان ، عَقیق ، سَمَن ، نرگس ، شقایق همه اسم گُل هستند

ابر وباد ومه و خورشید و فلک در کارند 

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است

حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است 

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو         

یادم از کشته ی خویش آمد هنگام درو

 

تمرین  کار در خانه

با شبکه های معنایی زیریک جمله بسازید

الف ) درخت /شاخه / پرنده

ب)آسمان/ستاره /شب  

جواب ب) آسمان پر ستاره در شب زیباست 

ج)رشد /نوجوانی /نشاط

2)در بیت ها و نثرها زیر واژه ها ی مراعات نظیر را پیدا کنید 

الف)امروز دشمنان نمی خواهند دانشگاه و درس و مدرسه و معلم باشد

 ب)زنگ تفریح را که زنجره زد باز هم در کلاس غو غا شد 

نهاد

نهد یعنی کننده کار یا پذیرنده ی حالت مانند :

     با دیدن روی گل قناری                                    سر داده ترانه ی بهاری

همان طور که میبینید در شعر نهاد جای مشخصی ندارد  برای به دست آوردن نهاد

کافی است به اول فعل چه چیزی یا چه کسی اضافه کنیم مانند

از لانه پرنده ی خوش آواز    بگشوده دوباره بال پرواز

چه چیزی بگشود ه؟پرنده خوش اواز

  کرد بازرگان تجارت را تمام

چه کسی تمام کرد ؟بازر گان نهاد

زمان فعل ها را هم کار کنید

سجع

الهی دلی ده که در کار تو جان بازیم . جانی ده که کار آن جهان سازیم .
دانایی ده که از راه نیفتیم .بینایی ده تا در چاه نیفتیم .
توفیق ده تا در دین استوار شویم .نگاه دار تا پریشان نشویم .

هنگام خواندن این عبارت ها احساس خوبی از نظم و هماهنگی به ما دست می دهد . این به خاطر آن است که نویسنده عمدآ در پایان جملات دو به دو واِِژگانی را آورده است که حرف آخر آنها یکی است این کار تقریبا شبیه به آوردن کلمات قافیه در پایان مصراع های شعر است که به این آرایه سجع گویند.

تضمین

گاهی شاعران و نویسندگان در ضمن شعر یا نوشته خود مصراع یا بیتی از شعر شاعری دیگر ویاسخنی از نویسنده ای را می آورند به این کار تضمین گفته می شود مانند درس شعر خوانی جلوه ی روی خدا که  محمود کیانوش در  شعرش  شعر  سعدی را به کا ربرده است واز تضمین استفاده کرده است .

هر ورقش دفتری است معرفت کردگار  این شعر سعدی که کیانوش از آن بهره برده است 

هر گاه شاعر یا نویسنده‌ای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته راتضمین نموده‌است.

مثال  بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم 

چه خوش گفت فردوسی پاک زاد   که رحمت برآن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است   که جان داردو جان شیرین خوش است

این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده‌است.

 

پروانه ز من، شمع ز من، گل ز من آموخت   افروختن و سوختن و جامه دریدن

تلمیح (اشاره)

هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت   من چرا ملک جهان را به جویی نفروشم

(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)

 

 ارکان تشبیه

یعنی مانند کردن چیزی به چیز دیگر که به جهت داشتن صفت یا صفاتی با هم مشترک باشند .

هر تشبیه دارای چهار رکن یا پایه است :

۱- مشبه : کلمه ای که آن را به کلمه ای دیگر تشبیه می کنیم .

۲- مشبه به : کلمه ای که کلمه ی دیگر به آن تشبیه می شود .

۳- ادات تشبیه : کلمات یا واژه هایی هستند که نشان دهنده ی پیوند شباهت می باشند و عبارتنداز : همچون، چون، مثل، مانند، به سان، شبیه، نظیر، همانند، به کردار و ... .

۴- وجه شبه : صفت یا ویژگی مشترک بین مشبه و مشبه به می باشد . ( دلیل شباهت )

مثال : علی مانند شیر شجاع است . به ترتیب: مشبه (علی)؛ ادات تشبیه(مانند)؛ مشبه به(شیر)؛ وجه شبه(شجاع) اگر تشبیهی ادات تشبیه داشته باشد تشبیه را مرسل میگویند.

 

کنایه

به جملات زیر توجه کنید

تنها همان رتبه های بالا را وعده بگیر و مابقی را نقداً خط بکش

با حال استیصال پرسیدم پس چه خاکی بر سرم بریزم؟

در جمله های بالا دو عبارت مشخص شده دارای دو معنی نزدیک و دور هستند اما معنی دور ان ها مورد نظر است . خط بکش در اصطلاح یعنی نادیده بگیر و چه خاکی به سرم بریزم یعنی چه کار باید بکنم در جمله های ذکر شده این معانی دور مورد نظر است و معانی نزدیک و واقعی مقصود نویسنده را نمی رساند و به این کار برد کنایه می گویند[۱] مثال هنوزم از دهانت بوی شیر می اید : بوی شیر کنایه از خردسال بودن هست

تشخیص(جان بخشی)

هر گاه صفات انسان را به غیر جاندار ربط بدیم از تشخیص استفاده کردیم مثال: من این کتاب را می خوانم

این کتاب من را به خواندنش دعوت می کند نکته: اگر اشیا  یا موجودات غیر انسان  را با حرف ای مورد خطاب قرار دهیم مانند

ای  ماه امشب چه غمگینی  نیز ارایه تشخیص دارد.

 مفعول 

1ـ مفعول : کلمه ای است که کار بر  آن واقع می شود .

مانند : کبوتر  پرواز را  دوست دارد. در این جمله پرواز مفعول است.

  نشانهمفعول « را » است ،امّا همیشه همراه مفعول نمی آید؛

 یعنی گاهی مفعول بدونِ نشانه ی« را » می آید.گاهی هم «ی » به مفعول

 می چسبد. مانند من کتابی خواندم .

به طورِ کل،مفعول به شکل هایِ زیر می آید :بیشتر بدانیم 

الف ) من  پرنده  را دیدم.  ( با نشانه ی « را » ) پرنده : مفعول

ب ) من  پرنده ای  دیدم.  ( با نشانه ی « ی » ) پرنده ای : مفعول

پ ) من  پرنده ای   را دیدم.  (با نشانه ی « را » و « ی ») پرنده ای : مفعول

ت ) من   پرنده   دیدم.  ( بدونِ هیچ  نشانه ای  )  پرنده : مفعول

 

راه شناختِ مفعول : به اوّل فعل ، « چه چیز را ؟ »  یا « چه کس را ؟ »

اضافه می کنیم ، اگر معنی بدهد آن فعل نیاز به مفعول دارد و مفعول در 

جوابِ « چه چیز را ؟ »  یا « چه کس را ؟ » می آید؛

هم نامه ی نا نوشته خوانی  = چه چیز را خوانی ؟ 

 نامه ی نانوشته را  = نامه ی نا نوشته : مفعول 

ما را به راهِ هُدی راهنمایی کن .  =چه کسی را راهنمایی کن ؟    

 ما را   = ما : مفعول

 مصراع /بیت /قافیه /ردیف 

 ـ مصراع (مصرَع):در لغت به معنیِ  «یک لنگه ی در» و در اصطلاح به کوتاه ترین پاره ی 

سخنِ موزون که نیمی از یک بیت است گفته می شود.

 مانند : نابرده رنج،گنج میسّر نمی شود         مزد آن گرفت جان برادر  که کار کرد ( سعدی )    

           مصرع اول                                                                   مصری دوم 

2 ـ بیت :در لغت ، به معنی «خانه» است و در اصطلاح ،حدّاقل ِ شعر است که از دو مصرع تشکیل شده باشد 

مانند :  

 ای نام تو  بهترین سر آغاز   /  بی نامِ  تو  نامه  کی  کنم  باز بیت     

3ـ قافیه : به کلماتی می گویند که آهنگ و حرفِ آخرشان یکی باشد و در پایانِ هر مصرع قرار می گیرند 

                    ای یاد تو مونس روانم    جز نام تونیست بر زبانم 

تمرین در کلاس : ارایه بیت چیست ؟ج) تلمیح به ایه 28 سوره رعد الا بذکر الله تطمئن القلوب  بیت چند جمله دارد؟ 3جمله  ای جمله اول که منادا یعنی خدا حذف شده  یادتو مونس روانم جمله دوم که فعل آن است حذف شده است جزنام تو نیست بر زبانم جمله سوم است . 

 ـ ردیف : هر گاه ، یک یا چند کلمه یا عبارت و یا جمله عیناً ، در آخر همه ی اشعار،

پس از قافیه تکرار شده باشد، آن را ردیفمی گویند : 

ای  عقلِ  مرا  کفایت  از  تو  /  جُستن  زِ  من و هدایت  از  تو     

                               ردیف                                    

       آوردنِ ردیف درشعر،اختیاری است؛یعنی، بعضی ازشعرهادارایِ ردیف هستندو بعضی ها  بدون ردیف می باشند.

در مورد ردیف باید توجّه داشت که :کلماتی می توان ردیف گرفت که علاوه بر اینکه عیناً مثل هم باشند،       باید دارایِ یک معنی نیز باشند .

در غیر این صورت باید آن ها را  قافیه حساب کرد. 

به طورِ کلّی، ردیف باید به یک شکل و یک معنی باشد.         

تمرین  

آیا در بیت زیر بتافت قافیه است یا ردیف ؟

جوانی سر از رأی  مادر بتافت   /  دل دردمندش  به آذر  بتافت   

                 

چون سر بتافت در مصراع اوّل به معنیِ سرپیچی کرد و بتافت در مصراعِ دوّم یعنی سوزاند پس دو کلمه ردیف نیستند . بلکه قافیه هستند .

 مثلا ده  جایی به معنی روستا و جایی به معنی بده باشد 

ـ کلمات هم خانواده : واژه هایِ هم ریشه که با هم ارتباطِ معنایی دارند را هم خانواده گویند .

در هم خانواده  لغات عربی سه حرفِ اصلی کلمه باید  به ترتیب در کلمات 

در کلماتِ دیگر تکرار شوند تا بتوانند با یکدیگر هم خانواده باشد      ظالِم : ظُلم ، مَظالِم ، مَظلوم ، ظُلُمات، ظُلمَت / مسائل : مسئله ، سؤال ، سائِل و../شاهد : شهید ،شُهدا ، مشهد و    /ظاهِر : تظاهُر، مُتَظاهر،مَظاهر، ظَواهِر، مَظهَر،ظُهورو../ مُتَعال : تَعالی ، مُتَعالی، عالی ، اعلا ،علیا و...  /   جماعت: جُمعه،جامِع ،اجتماع،جمیع،مجتمع،جوامع و... 

نکته* در فعل ها ، بن فعل ،چه بن  ماضی و چه بن مضارع می تواند به عنوان 

هم خانواده به کار رود.مانند:   روان : رفتار ، روش ، رفته ، رونده و

ـ دیدار : بینا ، بینش ، دیده ، دیده بان ، بیننده و ...  

کلماتِ مُخَفَّفشاعِر گاه کلمه ها را به شکلِ کوتاه شده یا « مُخَفَّف » در

 شعر می آورد، گاهی نیز به خاطِر وزنِ شعر مجبوراست که کلمه ها را مُخَفَّف

 کند.

 کلمات هم آوا  (مُتَشابه) :به کلماتی می گویند که به یک صورت تلفّظ و خوانده می شوند اما املا و معنای آ ن باهم فرق دارد .

مانند :

خار : تیغه هایِ همراهِ گُل    خوار : ذِلَّت : پَستی ذلیلصَفَر : نامِ ماهِ دوّمِ قَمَری   سَفَر : از جایی به جایِ دیگر رفتن

  اساس : بنیاد ، پایه   اَثاث : لوازمِ خانه   /حَیات : زندگی        حَیاط : مُحَوَّطه ی گوشه یِ خانه  

 خاست : بلند شد   خواست:طَلَب کردن،خواستن/خان  : مرد بزرگ ، سرا    خوان : سُفره   

خرد : کوچکی      خورد : میل کردن/    خویش : خود ، فامیل      خیش : گاو آهن 

رازی : اهلِ ری                      راضی : خشنود      اَمَل : آرزو                                عَمَل : کار         

ثواب : پاداش ،اَجر            صَواب : صَحیح ، دُرُست     خویش :خود   خویش : فامیل 

صَبا : نامِ بادی که از شرق می وَزَد.     سَبا : نامِ سرزمینی در یَمَن در داستانِ حضرتسُلیمان (ع) 

پرتقال : یک نوع میوه   پرتغال :  نامِ کشوری در اروپا  اَرز  : واحدِ پولِ خارجی       اَرض : ز مین               عَرض : پهنا  


 ـ تَضاد ( طِباق ،مُتَّضاد ، مُخالف ) :

 دو کلمه از نظر معنی،مُخالف همدیگر باشند.  

نادانی ≠ دانایی        استوار ≠ سُست        آزادی ≠ اِسارَت          فَقر ≠ ثِروَت 

خنده  ≠  گریه                      دانا ≠ نادان                   غَمناک ≠ خوشحال، شاد      

زِنده ≠  مُرده               خالص ≠ ناخالص                     جَهل ≠ عِلم ،دانش

نَشیب ≠ فَراز            نافرمانی≠ اطاعت                         لَیل   ≠  نَهار     

                

 کلماتِ زیر به همراهِ مُخَفَّفِ  آن آمده است :

گر =  اگر            ار  =  اگر      سَحرگَهان   =    سَحرگاهان

بُرون  =  بیرون             سِپَه  =  سِپاه                 زِ   = از

بِه    =  بهتر                 کِه   = کوچک تر       

                                                                                 

ـ کلمات چند شکلی:

در زبان فارسی کلمه هایی وجود داردکه چند شکل شبیه 

به هم دارندو از آن ها در موقعیّت های مختلف استفاده می شود:

هوشیار:  هشیار             آینه : آیینه                    پرهیزکار : پرهیزگار  

اِفریقا : آفریقا         پیامبر :  پیغامبر             سپید : سفید    

                      

 «معنای واژه با  تشدید و بدون تشدید» (جهت مطالعه بیشتر) در زبان فارسی،برخی

از واژه ها،شکل نوشتاری یکسانی دارند امّا درتلفّظ ومعنا با یکدیگر متفاوت اند.

(در واقع برخی از کلمه ها تنها با گرفتن تشدید معنی و تلفّظ شان تغییر می کند.)

آن چه باعث تشخیص تفاوت بین این کلمه هامی شود،کاربرد این واژه ها در جمله است.نشانه ی دیگری که در تشخیص درست آن ها به ما کمک می کند،وجود نشانه «تشدید» است.

مُقدّم : گرامی داشتن  ـ برتر بودن    مَقدَم : قدم گذاشتن/قوت :  وعده ی غذایی           قُوَّت :  نیرو ـ توان  

مُسلِم :  مُسلمان     مُسَلَّم : قطعاً ـ حتمی/ مَسکَن :  خانه ـ منزل             مُسَکِّن : آرام بخش 

 مُعین : کمک ـ یاری ـ فریاد رَس      /  مُعَیَّن : مشخّص ـ تعیین شده   مُبین : آشکار              مبیّن : بیان شده 


 کلمات هم نویسه : کلماتی که دارایِ  املایِ یکسانی هستند ولی از لحاظِ تلفّظ ومعنی هیچ ارتباطی با هم ندارندمانند :

حُسن : خوبی                              حَسَن : نیکو

قَمَری : منظور ماهِ قمری               قُمری : نوعی پرنده 

شُکر: سپاس گذاری ، تشکّر          شِکَر : شکرِ خوراکی 

کِرم :  نوعی حیوان                    کَرَم : بخشش ، بزرگواری

 

 واج آرایی (نغمه ی حروف): هر گاه یک حرف چندین بار برای تاًکید تکرار شود.به زودی خواهید خواند

مثال :

 جان  بی جمال جانان میل جهان ندارد /هر کس که این ندارد حَقّا که آن ندارد 

(واج آرایی با تکرار صامت « ج»  )

 رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار / دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

 (واج آرایی با تکرار صامت « س» )


ـ تکرار : هر گاه یک یا چند کلمه بیش از دو بار در شعر یا نثر بیاید به طوری که برزیبایی سخن یا شعر بیفزاید.مثال:

 

  از دَر  دَر آمدی و من اَز خود به دَر شُدم  / گویی کَزین جَهان به جَهان دِگر شدم 

( تکرار واژه ی « در» و « جهان» )


 تَضاد ( طِباق ،  مُتَّضاد ، مُخالف ) : دو کلمه از نظر معنی، مُخالف همدیگر باشند

مثال :

 ـ شاه وگدا به دیده دریادلان یکیست / پوشیده است پست وبلند زمین درآب

 

ضَربُ المَثَل ( تَمثیل ) : جهت مطالعه 

 سُخَنی که در میان عُموم مردم معروف شده و در بَردارنده ی

  نکته یا لطیفه یا پندی باشد .   

(درباره ی نیکی کردن)تو نیکی می کُن و دَر دِجله اَنداز /  که ایزَد دَربیابانَت دَهَد باز 

 (درباره ی دوستی): دوست آن باشد که گیرَد دست دوست / دَر پریشان حالی ودَرماندِگی  (سعدی )  

(درباره ی امیدواری) : دَر نااُمیدی بَسی  اُمید است / پایانِ شَبِ سیه سِپید است (نظامی گنجَوی )  

(درباره ی نداشتنِ غرور):آینه چون نقشِ تو بنمود راست  /خودشِکن آینه شِکستن خَطاست (نظامی گنجَوی)

 (درباره ی کار بیهوده کردن):(زیره به کرمان می برد چُغُندَر به هَرات) (آب در هاوَن کوبیدَن) 

(درباره ی صبر و بردباری داشتن):  گر صبر کُنی زِ غوره حَلوا سازی  یا  « صبر و ظَفَر هر دو دوستانِ قدیم اند  /  بر اثرِ صبر  نوبتِ ظَفَر  آیَد»

تخلّص : به اسم شاعر ، تخلّص می گویند که معمولاً در بیت آخر یا یک بیتمانده به آخر می آید.

مثال :

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی/ عشق محمد بس است و آل محمد (سعدی: تخلّص)


قالب هایِ شعری : 

 

قالب:شکلی است که قافیه به شعرمی دهد و بر اساسِ این نامگذاری،شعردارایِ

قالب هایِ گوناگون می شود.مانند :  

1 ـ مثنوی(دوگانی):شعری است که هر بیتِ آن،دو مصراعِ هم قافیه دارد.به عبارت دیگر،هر بیت قافیه ای جداگانه دارد و مصراع های آن، دو به دو هم قافیه اند.تعداد بیت های قالب مثنوی را ،حداقل دو بیت دانسته اند و حداکثری برای آن قایل نشده اند و به جهتِ این که تنها قالب شعری است که مصراع هایش دو به دو هم قافیه اند«دوگانه» هم نامیده می شودخاص زبان فارسی است واز قدیمی ترین قالب های شعری است. *مناسب ترین قالب برای بیان داستان ها و مطالب طولانی است . مطالب زیر در مورد مثنوی جهت مطالعه بیشتر است 

 از نظر موضوع به 4 دسته تقسیم می شوند : 1 ـ حماسی و تاریخی ؛مانند :شاهنامه ی فردوسی ، اسکندر نامه ی نظامی گنجه ای 2 ـ اخلاقی و تعلیمی ؛ مانند : بوستان سعدی 3 ـ عاشقانه و بزمی ؛ مانند : خسرو و شیرین ،لیلی و مجنون نظامی

4 ـ عارفانه ؛ مانند : حدیقه ی سنایی ،مثنوی معنوی مولوی ،منطق الطیر عطار نیشابوری 

به نام خداوند جان و خرد      کزین برتر اندیشه بر نگذرد

خداوند نام و خداوند جای       خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر     فروزنده ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برتر است   نگارنده بر شده پیکر است

به بینندگان آفریننده را        نبینی مرنجان دو بیننده را

شکل قالب  مثنوی : 

ـــــــــــــــــــــــــــــــ *                            ـــــــــــــــــــــــــــــــ * 
ــــــــــــــــــــــــــــــــ ×                        ـــــــــــــــــــــــــــــــــ × 
ــــــــــــــــــــــــــــــــ +                      ــــــــــــــــــــــــــــــــ   + 
ــــــــــــــــــــــــــــــــ   ÷                     ـــــــــــــــــــــــــــــــــ  ÷ 

 دو بیتی :  جهت مطالعه

شعری است که از دو بیت تشکیل شده که گاه مصراع سوّم آن قافیه ندارد. *درون مایه و موضوع دوبیتی:عاشقانه وعارفانه     

*رایج ترین قالب در میان روستاییان است. دو بیتی را در فارسی،ترانه می گویند.

نمونه هایی از شعرهای « باباطاهر» که در قالب دوبیتی سروده شده است :

یکی درد  و یکی  درمان  پسندد /  یکی   وصل  و  هجران  پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران /  پسندم  آنچه  را  جانان پسندد

شکل قالب  دوبیتی  :

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ  *                         ــــــــــــــــــــــــــــــــ *

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ                              ــــــــــــــــــــــــــــــــ *

چهار پاره

  1. شعری است شامل چند دوبیتی با قافیه های مختلف که از نظر معنی باهم ارتباط دارند چهارپاره معمولاً مصراع‌های زوج هم قافیه‌اند؛ به عبارتی دیگر چهارپاره، دوبیتی‌هایی است با قافیه‌های متفاوت که از نظر معنی با هم ارتباط دارند و فقط مصراع‌های زوج هم قافیه است، وزنش آزاد است و پس از مشروطیت در ایران رواج یافته  درون مایه‌ی چهارپاره بیشتراجتماعی است. این نوع شعر در روزگار معاصر پدید آمده ست .

نمونه ای از قالب شعری چهار پاره

 صبح یک روز نوبهاری بود                        روزی از روز های اول سال

 بچه ها در کلاس جنگل سبز                   جمع بودند دور هم خوشحال

  بچه ها گرم گفت و گو بودند                   باز هم در کلاس غوغا بو

 هر یکی برگ کوچکی در دست               باز انگار زنگ انشا بود

 تا معلّم ز گرد راه رسید                           گفت با چهره ای پر از خند

 باز موضوع تازه ای داریم                         "آرزوی شما در آینده"


'''شعر نیمایی'' سبکی از شعر معاصر فارسی است که نخستین نمونه شعر نو در ادبیات فارسی بوده و برآمده از نظریه ادبی [[نیما یوشیج]] شاعر معاصر ایرانی است. * منظومه‌ای بلند و موزون که در آن مشکل قافیه پس از هر چهار مصراع با یک مصراع آزاد حل شده است.* توجه شاعر به واقعیت‌های ملموس و در عین حال نگرشی عاطفی و شاعرانهٔ او به اشیا.
* فرق نگاه شاعر با شاعران گذشته و تازگی و دور بودن آن از تقلید.


مُتَمّم : واژه ای که بعد از حرفِ اضافه می آید . 

مانند : 

  او  به  مدرسه  رفت . مدرسه : متمّم 

 

برخی از حروفِ اضافه : از ـ به ـ با ـ بر ـ در ـ اندر ـ برای ـ از برایِ ـ از بهرِ ...

کبوتر      پرواز          را                    در             آسمان        دوست  دارد .

نهاد      مفعول     حرفِ نشانه     حرفِ اضافه     متمّم         فعل غیراسناد

 مسند

به صفت یا حالتی می گویند که به کمک فعل های اسنادی به نهاد نسبت داده می شوند.

 فعل هایِ اسنادی (ربطی ) عبارتند از :« است ـ بود  ـ بُوَد ـ شد ـ گشت ـ شَوَد ـ باشد ـ باد ـ هست ـ نیست »

* روشِ پیدا کردنِ مُسند:به اوّل فعلِ اسنادی،کلمه هایِ « چگونه؟ » یا « چی ؟ » اضافه می کنیم و مُسند را به دست می آوریم؛            

مانند : انقلابِ دینی و فرهنگی در آثارِ نویسندگانِ پس از انقلابِ اسلامی نیز 

جلوه گر شد.  چگونه شد  = جلوه گر  =  مُسند                   

مثال :  هم نشینِ نیک ،   بهتر از تنهایی    است .       

               نهاد                   مسند            فعلِ اسنادی (ربطی)

در مورد مسند  بیشتر بدانیم(جهت مطالعه)

 

همه ی فعلها مفهوم  یکسان ندارند. بعضی از انها مفهوم انجام گرفتن  کار را می رسانند.مثل : خوردم ، نوشتی، می سازید و.....

وقتی این فعلها را می شنویم ، کاری در ذهنمان نقش می بندد. مثال : سارا امروز به مدرسه میرود.

در این جمله ، فعلمی رود نشان می دهد که سارا کاری انجام داده است.

به این دسته از فعلها ، فعل خاص  می گوییم.

دسته ای دیگر از افعال ، مفهوم انجام کار نمی رسانند. مثل : شد – بودم – است

وقتی این فعلها را می شنویم ، کاری در ذهنمان نقش نمی بندد.

به این دسته از فعلها ، فعل اسنادی ( عام یا ربطی ) می گوییم.

چند نکته :

۱ - فعلهای اسنادی روی دادن حالت را بیان می کنند. مانند : سارا خسته شد. هوا سرد شد.

در این جمله  سارا کاری انجام نداده بلکه حالتی را پذیرفته است .

۲ - فعلهای اسنادی محدودند و عبارتند از :

است ، بود ،شد  ( گشت ، گردید  : در صورتی که به معنی شد بیاید . )

۳ – این فعلها با نهاد به تنهایی یک جمله کامل نمی سازند.مثلا وقتی می گوییم : علی شد ( است – بود ) جمله کامل نیست و شنونده فورا می پرسد : علی  چطور شد ( بود ، است ) ؟

و وقتی جمله دارای معنی کامل می شود که ما حالت را هم بیان کنیم .  یعنی مثلا بگوییم : علی تشنه شد (بود – است ) .

این حالت را که همراه فعل اسنادی می اید و به نهاد نسبت داده می شود ، مسند می نامیم.

بنا بر این مسند ، حالتی است که به وسیله فعل اسنادی به نهاد نسبت داده می شود.

چند نکته 

۱ – فعلهایی که دارای فعل اسنادی و مسند هستند را جمله اسنادی ( اسمیه ) می نامند.

۲ – فعلهای اسنادی  را گذرا به مسند می نامیم چون حتما باید مسند داشته باشند تا یک جمله کامل بسازند.

۳ – فعلهای گشت – گردید اگر به معنی گردش کرد  بیاید ، فعل خاص است نه اسنادی . مثال :

زمین به دور خورشید می گردد  = گردش می کند : فعل خاص است .

علی در شهر گشت  = گردش کرد : فعل خاص است .

علی خشمگین شد( است ، بود ) = فعل اسنادی است .

۴ – فعل شد ، اگر به معنای رفت باشد  فعل خاص است و اسنادی نیست . مثال :

پیامبر به مکه شد = رفت : فعل خاص است .        

 اگر در خانه ای شوی = بروی : فعل خاص است .           

۵ – فعلهای ( است ، بود ) اگر به معنی وجود داشتن ، قرار داشتن ، حضور داشتن  بیاید فعل خاص است و اسنادی نیست . مثال :

کتاب در کیف است = قرار دارد : خاص است .

علی در کلاس بود = حضور داشت : خاص است .

گندم در انبار است = وجود دارد : خاص است .

۶ - گاهی اوقات فعل اسنادی به صورت شکسته می اید و ما از مفهوم جمله به ان پی می بریم. مثال :

من اینجا چون نگهبانم   = هستم .

تو خوشحالی = هستی .

۷ -  فعل اسنادی هم مانند سایر فعلها دارای زمانهای گذشته ، حال و اینده است . مثال : هوا سرد شد ( می شود ، خواهد شد ) .

۸ – فعلهای هست ، نیست ، باشد ، نباشد ، نبود  نیز فعل اسنادی هستند .

« انواع حروف در زبان فارسی»

حروف خودشان معنای مستقلی ندارند  بلکه وظیفه ی آن ها نشان دادن اجزای دیگر است وکار آنها پیوستن جمله ها و کلمه ها به یکدیگر

1 ـ حروف اضافه : مانند : از ـ به ـ با ـ بر ـ در ـ برای ـ از برای ـ بهر ـ از بهرِ ـ بدونِ 

اندر ـ جز ـ مگر ـ مثل ـ بی ـ سویِ ـ ـ به منظورِ ـ از پیِ ـ به وسیله یِ ـ 

به سانِ ـ ـ مانندِ ـ همانندِ ـ همچو ـ همچون و ... 

 و به واژه ی  بعد از حرف اضافه « متمّم » می گویند.

2 ـ حرف نشانه : مانند « را » نشانه ی مفعول

3 ـ حرف ربط ( پیوند ) : مانند :  و ـ که ـ تا ـ ولی ـ چون ـ امّا ـ نیز ـ اگر ـ اگرچه ـ بلکه ـ پس و ...

6 ـ پسوندِ  « ـَ ک »  و انواع آن :یکی از پسوند های معروفی که به اسم می چسبد و واژه ی غیرساده می سازد،پسوندِ« ـَ ک» است که مفهوم هایِ مختلفی را در کلمه به وجود می آورد. 

انواعِ  ـَ ک در زبان فارسی :                                                                                                                                      

1 ـ  نشانه ی تصغیر : مفهومِ کوچکی و خُردی را می رساند . مانند : بامَک ( بام +  ـَ ک ) به معنیِ (بامِ کوچک )  موارد 2تا 5 جهت دانستنی های بیشتر است 

 2 ـ نشانه ی ترحّم و دلسوزی: . مانند: طفلَک (طفل+ ـَ ک) به معنیِ(طفلِ ترحُّم انگیز)   3 ـ نشانه ی شباهت :مفهومِ شباهت به چیزی را ،نشان می دهد.مانند: پشمَک (پشم+ ـَ ک)به معنیِ (نوعی به شکلِ الیاف پشم ) 

4ـ نشانه ی حالت : مفهومِ حالت وچگونگی را، بیان می کند.مانند: نرمَک(نرم + ـَ ک)به معنیِ(به صورتِ نرم)    

 5 ـ نشانه ی تحقیر و توهین : مفهومِ توهین را با خود دارد.مانند:مردَک (مرد+ ـَ ک)به معنیِ(مردپَست وفرومایه)

* مثال هایی برایِ  پسوندِ تصغیر ( کوچکی):

شاخَک (شاخ  + ـَ ک )    =   شاخه ی کوچک/ اتاقَک ( اتاق + ـَ ک ) =    اتاقِ کوچک/بامَک  ( بام  +  ـَ ک )   =   بامِ کوچک  / داستانَک ( داستان + ـَ ک )     =  داستانِ کوچک/شهرَک ( شهر+ ـَ ک )       =      شهرِ کوچک      /  مُرغَک ( مرغ + ـَ ک )       =  مرغِ کوچک   / کمانَک  (کمان + ـَ ک )   =   کمانِ

کوچک/زاغَک ( زاغ + ـَ ک )        =   زاغِ کوچک  /     پیامَک ( پیام + ـَ ک )    =   پیامِ کوچک 

دستور زبان ترم 2

 

قالب شعری (گِل وگُل)از ملک الشعرای بهار «مسمّطِ تضمینی یا مخمّس تضمینی» است.


مسمّط :مسمط نوعی از قصیده یا اشعاری است هم وزن، که تعداد ابیات بندها یکی می باشد .  مصراع پایانی هر بخش را  رشته یا"بند"می گویند.در پایان هر بند یک مصرع مختلف با مصرع های دیگر  آن بند می می آید  که مصرع اخر در رشته های بعدی و قبلی یکسان است مصرعی که قافیه مجزا دارد را بند گویند.  

قالب شعر گل و گل

.......................‍#            .........................#
.......................#             ........................#

                    .......................+

مسمّط برچند شیوه سروده شده است.
مثلث :هربخش دارای سه مصراع
مربع :  //    //      //  چهار مصراع
مخمّس://    //     //  پنج مصراع
مسدّس: //   //      // شش مصراع
به طور کلی مسمّط نباید از سه مصراع کمتر واز هفت مصراع بیشتر باشد.

نوع دیگر مسمّط تضمینی ست.
شاعر ابیاتی از آن را از شعرای دیگر تضمین کرده است.
مثلاً همین شعر که ملک الشعرای بهاردرمیان ابیاتش از قطعه ی سعدی استفاده کرده ست.این مسمّط زیبا را مخمّس وبه بیان درست مخمّس تضمینی یا مسمّط تضمینی می گویند چرا که ابیات ومصراع هایی که داخل گیومه ست متعلّق به سعدی ست بقیه ی مصراع ها از ملک الشعرای بهارست.


تذکر 1-ابیاتی که در داخل گیومه می باشد متعلق به سعدی است و بقیه ی مصراع ها متعلق به بهار است.

 

تذکر 2-کلمات"دستم"،"مستم"نشستم"و"هستم"کلمات قافیه و بند مخمس هستند.

شبی در محفلی با آه وسوزی                شنیدستم که مرد پارهدوزی

چنین می گفت با پیرعجوزی                  «گلی خوشبوی در حمامروزی

                رسید از دست محبوبی بهدستم»

گرفتم آن گل و کردمخمیری                 خمیری نرم و نیک چونحریری

معطر بود و خوب ودلپذیری                     «بدو گفتم که مشکی یاعبیری

        که از بوی دلاویز تومستم»

همه گل های عالمآزمودم                            ندیدم چون تو و عبرتنمودم

چو گل بشنید این گفت وشنودم                  «بگفتا من گلی ناچیزبودم

         ولیکن مدتی با گلنشستم»

 

گل اندر زیر پا گستردهپرکرد                    مرا با همنشینیمفتخرکرد

 

چو عمرم مدتی با گلگذرکرد                    «کمال همنشین در مناثرکرد

 

                      وگرنه من همان خاکم کههستم»

بن – شناسه

ساختمان هر فعل دارای دو جزء است : بن – شناسه

بن چیست ؟

بخشی از فعل که مفهوم اصلی فعل را در بر دارد و در همه ی ساختهای فعل ثابت است وتغییر نمی کند. مثال :

نوشتم ، نوشتی ، نوشت ،          نوشتیم ، نوشتید ، نوشتند

می بینیم که جزء "نوشت " در همه ی انها تکرار شده و ثابت است .

ویا در افعال :

می نویسم ، می نویسی ، می نویسد              می نویسیم ، می نویسید ، می نویسند

جزء " نویس " ثابت است وتکرار شده.

بنابر این جزء نوشت و نویس  بن هستند.

انواع بن :

1-  بن ماضی :برای ساختن انواع فعلهای ماضی ، فعل آینده  و بعضی اسمها و صفتها به کار میرود. مثال :

رفتم ، می رفتم ، رفته بودی ، خواهیم رفت ، رفتار ، رفته و....

2- بن مضارع : برای ساختن انواع فعلهای مضارع ، فعل امر ، فعل نهی و برخی اسمها و صفت ها به کار می رود. مثال :

می روم ، بروند ، برو ، نرو ، روان ، روش ، رونده و.......

نکته : بن ماضی و بن مضارع از مصدر به دست می آیند.

مصدر چیست ؟ مصدر ، ریشه اصلی فعل است  که همیشه با حرف (ن ) خاتمه می یابد و فقط مفهوم انجام کار را می رساند .

به کلمات زیر دقت کنید : رفتن – دیدن – شنیدن – رسیدن – افتادن - پرسیدن – گرفتن و...

 چه مفهومی در می یابید ؟ ایا مشخص است که چه کسی و در چه زمانی کار انجام شده ؟ همه ی کلمات بالا مصدرند.

طریقه به دست اوردن بن ماضی :

1-  اگر از مصدر ، حرف (ن ) را برداریم ، بن ماضی به دست می آید. مثال : رفتن  : رفت  /  پرسیدن : پرسید

2- اگر بخواهیم بن ماضی را در فعل ماضی ، مضارع و یا آینده پیدا کنیم ، راحت ترین راه این است که اول مصدر فعل را پیدا

کنیم . چگونه ؟ مثال می زنم .

وقتی می شنوید : "می سازند " به  ذهن خودتان رجوع کنید . این فعل چه کاری را می رساند ؟   ساختن. ( ساختن مصدر است.) حالا ( ن ) را از آن بردارید : ساخت = بن ماضی است.

دانستن : دانست   /   نشستن : نشست   / می خوانیم : خواندن : خواند  /  بدوزد: دوختن : دوخت

روش مشخص کردن بن مضارع :

ابتدا مصدر فعل را به روش قبل پیدا می کنیم . مثال: ساخته بودید = ساختن  / بشناسم = شناختن

حالا فعل امر آن را پیدا می کنیم . به این ترتیب که در ذهن خود دستور انجام ان کار را میدهیم . اگر به کسی دستور ساختن بدهید چه می گویید ؟ بساز = فعل امر است . حالا حرف ( ب ) را از ان حذف می کنیم : ساز = بن مضارع است.

ریختن : بریز :ریز       / کاشتن : بکار : کار          / انداختن : بینداز : انداز  /    شنیدن : بشنو : شنو

****************

شناسه  : شناسه یعنی وسیله شناختن شخص فعل . اینکه ما بدانیم چه کسی انجام دهنده ی کار است ؟  

شناسه بخشی از ساختمان فعل است که در ساختهای مختلف فعل  ثابت نیست و تغییر می کند وبه وسیله ی  آن می فهمیم کننده ی کار کیست؟ و چندم شخص مفرد یا جمع است .  شناسه ها عبارتند از :

 م – ی – د            یم – ید   ند   ( می روم ، می روی ، می رود ، می رویم ، می روید ، می روند )

م  = من /  ی = تو /   د =  او /                    یم = ما   /   ید = شما    /     ند = آنها – ایشان

آشنایی با ماضی ساده و ماضی استمراری

الف): ماضی ساده : این ماضی به طور ساده نشان می دهد که کاری در زمان گذشته ی دور یا نزدیک رخ داده و پایان یافته است.

ساخنمان این ماضی بسیار ساده است :  ( بن ماضی فعل + شناسه )

مثال : من به دوستم نامه نوشتم.

این ماضی چنین صرف می شود:

نوشتم نوشتی نوشت                         نوشتیم نوشتید نوشتند

ب ) : ماضی استمراری :

استمرار در لغت یعنی ادامه داشتن ؛

اگر در زمان گذشته کاری را به طور مرتب انجام دهیم ویا چند بار کاری را تکرار کنیم ، برای بیان ان از ماضی استمراری استفاده می کنیم. مثال:

من به کتابخانه می رفتم.

فعل "می رفتم " نشان می دهد که عمل رفتن در گذشته چند بار تکرار شده و یا مدتی ادامه داشته است.

مورد استفاده دیگر ماضی استمراری ، زمانی است که دو کار همزمان در زمان گذشته اتفاق افتاده باشد. مثال :

من به مدرسه می رفتم که باران بارید.

 ساختمان این فعل چنین است :

می + ماضی ساده  اگر به ماضی ساده ، می اضافه کنیم ،ماضی استمراری به دست می اید. و چنین صرف می شود :

می رفتم، می رفتی ، می رفت                     می رفتیم ، می رفتید ، می رفتند

نکات دستوری و آرایه های ادبی فارسی پایه هفتم 

جمله 

جمله به کلمه یا مجموعه ای از کلمه ها گویند که دارای معنی کامل باشد 

گاه یک کلمه به تنهایی یک جمله به حساب می اید 

مانند علی به خانه امد و رفت 

 متن بالا از دو جمله تشکیل شده است و رفت به تنهایی یک جمله است 

در بعضی از جمله ها فعل حذف می شودمانند او را به کجا می بری ؟ به مدرسه اینجا فعل  می برم  حذف شده پس دو جمله است 

شبه جمله ها مانند ندا و منادا واصوات مانند به به جیک جیک یک جمله به حساب می اید 

تمرین درکلاس 

الف)ابیات و عبارات زیر از چند جمله تشکیل شده است 

1)ای نام تو بهترین سر اغاز          بی نام تو نامه کی کنم باز

پروین اعتصامی

 
پروین اعتصامی
 

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیوند زناشویی وی با پسر عمویش بیش از دو و نیم ماه دوام نداشت. وی پس از جدایی از همسر، مدتی کتابدار کتابخانهٔ دانشسرای عالی بود. دیوان اشعار وی بالغ بر ۲۵۰۰ بیت است. وی در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.

ملک‌الشعرای بهار

 
ملک‌الشعرای بهار
 

محمد تقی بهار ملقب به ملک الشعرای بهار شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. وی در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک الشعرای صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر "ادیب نیشابوری" رفت. بعد از فوت پدر، ملک الشعرای دربار مظفرالدین شاه شد. وی شش دوره نمایندهٔ مجلس شد و سالها استاد دورهٔ دکتری ادبیات دانشسرای عالی و دانشکدهٔ ادبیات بود. به علت پیوستن به مشروطه‌طلبان و آزادی‌خواهان چند بار تبعید و زندانی شد که سالهای زندان و تبعید از پربهره‌ترین سالهای زندگی ادبی وی بوده است. بهار در روز دوم اردیبهشت ۱۳۳۰ هجری شمسی، در خانهٔ مسکونی خود در تهران زندگی را بدرود گفت و در شمیران در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. ازمعروفترین آثار وی دیوان اشعار، سبک شناسی که در سه جلد در بارهٔ سبک نوشته‌های منثور فارسی نوشته شده، تاریخ احزاب سیاسی، تصحیح برخی از متون کهن مانند تاریخ سیستان و مجمل‌التواریخ و القصص، تاریخ بلعمی را می‌توان نام برد.

حافظ

 
حافظ
 

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به "حافظ"، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. وی حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فراگرفت و در علوم ادبی عصر پایه‌ای رفیع یافت. خاصه در علوم فقهی و الهی تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. "گوته" دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور مشهور آلمانی دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از افکار وی تدوین کرد. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال ۷۹۲ هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحبنظران و عاشقان شعر و ادب پارسی است.

باباطاهر

 
باباطاهر
 

باباطاهر عریان عارف و شاعر قرن پنجم هجری قمری و معاصر با طغرل شاه سلجوقی است. البته در باب حوادث زندگی و احوالات بابا طاهر اطلاعات مبسوطی در دست نیست. برخی تذکره‌نویسان وی را معاصر عین‌القضات همدانی (یعنی حدود سال ۵۲۵ هجری قمری) و برخی وی را هم عهد خواجه نصیر (۶۷۲ هجری قمری) دانسته‌اند. از باباطاهر علاوه بر دوبیتیهای معروف او، مجموعه کلمات قصاری نیز به زبان عربی به نام "اشارات" به جای مانده است. از اشعار باباطاهر مجموعهٔ موثقی در دست نیست، به همین جهت نمی‌توان در صحت انتساب تمام اشعاری که به او نسبت می‌دهند به یقین حکمی کرد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱)

 وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲)

 لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳)

تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴)

سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)

 با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:

 ۱. قرآن در آن نازل شده است. ۲

. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است

. ۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود

. ۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد

. ۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند

. شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.

 در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است.

 عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود.

ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان(عج) می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند.

 شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است. عظمت و فضیلت این شب بر سایر شبها را از این امور می‌توان به دست آورد:

 ۱) آمرزش گناهان: پیامبر خدا(ص) در تفسیر سوره «قدر» فرمودند: «هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده میشود.»

 ۲) قلب رمضان: امام صادق(ع) فرمودند: «از کتاب خدا استفاده می‌شود که شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است.»

 ۳) نزول قرآن: طبق روایات، مجموع قرآن در شب قدر دفعی و یکباره بر پیامبر (ص) نازل شده است. این نزول دفعی و یکباره قرآن است، اما نزول تدریجی قرآن طی 23 سال دوران نبوت پیامبر گرامی(ص) به صورت الفاظ نازل شده است.

 ۴) برتر از هزار ماه: نزول همه‌ی ملائکه و روح در شب قدر بر زمین و سلام دادن بر بندگان خدا نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر(ع) فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»

فرصت شب قدر را غنیمت

 

 بدانیم

 

علی(ع)                                  استاد شهریار                        مثنوی


علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سرالله است

شب شنفته است مناجات علی
جوشش چشمه عشق ازلی

دردمندی که چو لب بگشاید
در و دیوار به زنهار آید

کلماتی چو دُر، آویزه گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش

فجر تا سینه آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت

ناشناسی که به تاریکی شب
می برد شام یتیمان عرب

پادشاهی که به شب برقع پوش
می کشد بار گدایان بر دوش

شاه بازی که به بال و پر راز
می کند در ابدیت پرواز

آن دم صبح قیامت تأثیر
حلقه در شد از او دامنگیر

دست در دامن مولا زد در
که علی! بگذار و از ما مگذر

پیشوایی که ز شوق دیدار
می کند قاتل خود را بیدار

می زند پس لب او کاسه شیر
می کند چشم اشارت به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست
تو خدایی مگر ای دشمن دوست

در جهانی همه شور و همه شر
ها علیٌ بشرٌ کیف بَشر

شبروان مست ولای توعلی
جان عالم به فدای توعلی

تاريخ : چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ | 16:44 | نويسنده : نیایش

 

اول از همه منمdolls animations

این ارغوانه sweet dolls

اینم همتا animation

الهه animation

الناز doll

مایده animations

خورشیدanimation

خوش اومدین به به همه اومدن؟؟

   

بعله همه هستن اینم از کادوها

 

خب حالا قرش بده تولده دیه

به بهدختر خوشحال شکلک رقصرقص خنده دار شکلک ها stickmanمایکل جکسون شکلک هافوت خوشحال شکلک هارقص گربه شکلک ها



و به افتخار وب پنج سالمون بزن دست قشنگه رو

ر کاری که می کنیم

از نظر من  انسان باید اون جوری که خودش خوشش میاد زندگی کنه و اهمیتی به ادمای اطرافش نده 

اتفاق ساده دريك كلاس درس

اتفاق ساده دريك كلاس درس داستان در باره ی « گاوس » یکی از بزرگترین نوابغ و ریاضیدانان معروف دنیا ( 1855- 1777 ) است . وقتی گاوس ده ساله    در دبستان درس می خواند ؛ روزی معلّم مدرسه از آنها خواست که اعداد از 1 تا 100 را پشت سر هم بنویسند و با هم جمع کنند .

   قبل از آن که همکلاسیهای گاوس عدد نویسی را به پایان ببرند ، او مجموع اعداد از 1 تا 100 را بدست آورده بود و به معلم نشان    داد .معلم تعجب کرد و فکر کرد او قصد اذیّت کردن دارد . با این حال بر اثر پافشاری گاوس ، معلم به جمع اعداد متوالی 1تا 100   پس از صرف مدت زمانی طولانی به نتیجه ای رسید که گاوس در چند دقیقه رسیده بود .                      ؟ = 100+99+98+ . . . + 3+2+1

       

روش محاسبه ی مجموع 1 تا 100 با توجه در نظر گرفتن شکل یک ذوزنقه ساده تر می شود.  به طوری که قاعده ی کوچک آنرا یک(اولین عدد ) و قاعده ی بزرگ آن (آخرین عدد )وارتفاع ذوزنقه را تعداد اعداد در نظر بگیریم . مساحت ذوزنقه همان مجموع اعداد فوق است.