قواعد-آرایه های ادبی و....   تعدادجمله:تعدادجمله ازفرمول زیربه دست می اید . تعداد فعل های ذکر شده + تعداد فعل های حذف شده + شبه جمله مثال : ای مردم ! بدانیدملتی که تلاش کند وپشتکار داشته باشد هم به برخورداری می رسد وهم به موفقیت . ای مردم + بدانید+ تلاش کند+ داشته باشد +می رسد +می رسد (که حذف شده ) شبه جمله + فعل + فعل + فعل + فعل +(فعل حذف شده) گاهی در جمله عبارتی شبیه به فعل می آید که هرگز فعل نیست .مانند مصدر ها ،بنابراین، این گروه هرگز در شمارش، جمله محسوب نمی شوند. مثال : هنگام رفت وآمد از خیابان احتیاط کن . ( یک جمله ) کار کردن وتلاش کردن رمز موفقیت است . ( یک جمله ) نکته :گاهی فعل ها به صورت مخفف می آیند .درشمارش جمله ها محسوب می شوند .مثال :من آن نی ام که تورراها نکنم .(من آن کسی نیستم که تورارهانکنم )موصوف و صفت  کلمه ای است که ویژگی و احوال موصوف را شرح می دهد مانند: " بزرگ، کوچک صفت:  کلمه ای است که شخص یا حیوان یا شی ای با آن نامیده می شود مانند: " کتاب، یوسف، قلم موصوف "مضاف ومضاف الیه:مضاف و مضاف الیه نشانگر مالکیت یک چیز است.مضاف یک شیء است و مضاف الیه مالک آن است . مثلا مداد علی ، مالک مداد علی است . به این گونه ترکیب ها ترکیب های اضافی نیز می گویند.منادا: منادا اسمی است که برای جلب توجه آن به وسیلۀ یک حرف ندا مورد خطاب قرار می گیرد و جانشین فعل «اُنادی» شده است و البته حرف ندا می تواند حذف شودمترادف ومتضاد: متضاد یعنی مخالف که کلمه متضاد از کلمه ضد گرفته شده است. مثلا در بعضی جملات از کلمات متضاد استفاده می شود مثلا   پایان شب سیه ،سپید است  در اینجا سیه و سپید متضاد هم هستند. مترادف یعنی هم معنی . دوکلمه که معنی آنها با یک دیگر مشابه باشد  و برای اثر بیشتر استفاده می شودمثل کلماتی چون شکوه و شوکت ، زرنگ و باهوش و کلمات مترادف دیگر.قید: کلمات هم خانواده کلماتی هستند که از نظر معنی و حروف شبیه هم هستند. مثلا شبه ، تشبیه و مشابه هم خانواده هستندچون حروف  ش ب ه در هر کدامشان با رعایت ترتیب وجود دارد و از نظر معنی هرکدام معنی مثل و مانند را می رسانندحروف ربط_فاعل-مفعول-فعل: حروف ربط کلمه ای یا کلماتی هستند که ما نند چسب عمل می کنند و جملات را به هم ربط می دهند که این کلمات شامل :با،به ،را،اگرو.. هستند.   فاعل در جمله به معنای کننده و انجام دهنده کار است که به شخصی تعلق می گیرد که کاری را در جمله انجام می دهد . مثلا بازیکن گل زد بازیکن گل زده است بنابراین فاعل است. .  مفعول یکی از بخش‌های جمله‌است  مفعول کلمه‌ای است که بر کسی یا چیزی که فعل بر او واقع شده‌است دلالت می‌کند  بطور مثال متین بهار را دوست دارد.   فعل بخشی از سخن گفته می‌شود که نمایانگر کار انجام شده یا یک رویداد یا یک حالت باشد. مانند خواندن، بردن، پلاسیدن، زیستن، بودن.فعل حالت جمله را بیان میکند.   شخصیت پردازی با آوردن و معرفی شخصیت در داستان کامل نمی شود بلکه نویسنده باید شخصیت را ازآغازداستان تا پایان به آگاهی و شناختی تازه برساند. شخصیت باید در پایان داستان با شخصیت آغاز آن تفاوت داشته باشد، زیرا تجربه ای را گذرانده است.شخصیت بخشی یاهمان جان بخشی: جان بخشی به اشیا یعنی از زبان اشیا سخن گفتن . اشیا نمی توانند حرف بزنند گاهی شاعر یا نویسنده از زبان آنان حرف میزند و شنونده تصور می کند که اشیا حرف میزنند زاویه دید: شیوه ای که نویسنده برای بیان داستان انتخاب می کند را زاویه دیدمی گویند.غزل: کلمهٔ غزل در اصل به معنای حدیث عشق، عاشقی‌کردن، و عشق‌باختن است[۱] در اصطلاح ادبیّات فارسی، غزل قالبی از شعر است که در آن مصراع یکم و مصراع‌های زوج هم قافیه‌اند و حد معمول آن به طور میانگین ۵ تا ۱۲ بیت می‌باشد. ازآن روی که این گونه شعر، بیشتر، در بردارندهٔ سخنان عاشقانه بوده‌است، شاعران فارسی آن را غزل نام کرده‌اند. ولی، به‌مرور، و با ورود مفاهیم بلند اخلاقی و معانی دل‌آویزحکمت و عرفان در شعر فارسی، غزل از صورت پیشین آن به‌درآمد، و با اخلاق و عرفان در هم‌آمیخت.قصیده: قَصیده یا چَکامه یک قالب شعر (کلاسیک) فارسی است. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه سروده می‌شود. در این نوع شعرمصراع اول با مصراع‌های زوج هم قافیه است. تفاوت قصیده با غزل در تعداد ابیات و موضوع شعر است. کمی یا زیادی بیت‌های قصاید بستگی دارد به اهمیت موضوع، قدرت و قوت طبع شاعر و نوع قافیه و اوزان شعری. از همین روست که در دیوان‌های شاعران قصیده سرا به قصیده‌های کمتر از بیست بیت یا متجاوز از ۱۷۰ یا ۲۰۰ بیت بر می‌خوریم. قصیده می‌تواند بر وزنهای گوناگونی باشدرباعی: "رباعی" از کلمه ی "رباع" به معنی "چهارتایی" گرفته شده است.  "رباعی" شعری است چهار مصراعی که بر وزن "لاحول و لاقوة الابالله" سروده می شود.  سه مصراع اول رباعی تقریباً مقدمه ای برای منظور شاعر هستند و حرف اصلی در مصراع چهارم گفته می شود.  رباعی در قدیم را از لحاظ موضوع می توان به سه دسته تقسیم کرد:  الف) رباعی عاشقانه: مثل رباعی های رودکی  ب) رباعی صوفیانه : مثل رباعی های ابوسعید ابوالخیر، عطار و مولوی  ج) رباعی فلسفی: مثل رباعی های خیام  شکل رباعی به صورت زیر است: ..................... الف ///////// ..................... الف  ..................... ب ///////// ....................... الف  البته در زمانهای قدیم بعضی رباعی ها دارای چهار مصراع هم قافیه بودند.  نمونه هایی از رباعی:  جز من اگرت عاشق شیداست بگو ----- ور میل دلت به جانت ماست بگو  ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو ----- گر هست بگو، نیست بگو، راست بگو  (مولوی)  هر سبزه که بر کنار جویی رسته است ---- گویی زلب فرشته خویی رسته است  پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی ---- کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است دوبیتی:  دوبیتی یکی از قوالب اصلی شعر فارسی است که با وصف آنکه فقط دوبیت دارد که مصرع اول و دوم و چهارم آن همقافیه و دارای یک ردیف می باشد. قطعه: "قطعه" شعری است که معمولاً مصراع های اولین بیت آن هم قافیه نیستند ولی مصراع دوم تمام ادبیات آن هم قافیه اند. طول قطعه دو بیت یا بیشتر است.  ......................الف///////// ...................... ب  ...................... ج ////////// ...................... ب  ...................... د ////////// ...................... ب  قطعه را بیشتر در بیان مطالب اخلاقی و تعلیمی و مناظره و نامه نگاری بکار می برند.  قدیمی ترین قطعه ها مربوط به ابن یمین است و از بین شاعران معاصر پروین اعتصامی نیز بیشتر اشعارش را در قالب قطعه سروده است.  پروین اعتصامی مناظره های زیادی در قالب قطعه دارد از قبیل مناظره نخ و سوزن، سیر و پیاز و ......  شکل تصویری قطعه به شکل زیر است:  علت اسم گذاری قطعه این است که شعری با قالب قطعه مانند آن است که از وسط یک قصیده برداشته شده باشد و در واقع قطعه ای از یک قصیده است.  نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی ----- بررست و بردمید بر او بر، به روز بیست  پرسیدازچنار که توچند روزه ای؟ ----- گفتا چنار سال مرا بیشتر ز سی است  خندید پس بدو که من از تو به بیست روز ----- برتر شدم بگوی که این کاهلیت چیست؟   قافیه: قافیه به زیبایی و خوش آهنگی شعر می افزاید و گوش را نوازش می دهد مثلا ای نام تو بهترین سرآغاز                                         بینام تو نام کی کنم بازبیت: واژه بیت در فارسی به معانی زیر بکار می‌رود: ·         بیت (شعر) در شعر و ادبیات ·         بیت (رایانه) به عنوان کوچک‌ترین واحد حافظه در رایانه ·         بیت جنبش هنری ادبی در قرن بیستم. ·         بیت، یک واژه زبان عربی به معنی خانه همچنین هربیت از دومصراع تشکیل می شود.جمله ی خبری-عاطفی-امری-پرسشی: جمله از نظر محتوا و پیام چهار نوع است: ا- جمله ی خبری: جمله ای است که خبری را می رساند.         مثال: احمد به مدرسه رفت. ۲- جمله ی پرسشی: جمله ای است که سؤالی را می پرسد.      مثال: احمد کجا رفت؟ ۳- جمله ی امری: جمله ای است که انجام عملی را می خواهد.    مثال:کتابتان را باز کنید. ۴- جمله ی عاطفی: جمله ای است که یکی از عواطف واحساسات انسانی مثل تعجّب، تأسف،  نهادوگزاره: نهاد کلمه ای در جمله است که در باره آن خبری می دهیم مثلا : علی با اسب سفید  آمد . علی نهاد است. گزاره  بقیه جمله است  مثلا در جمله بالا با اسب سفید آمد گزاره است.مخفف-کنایه-ضرب المثل: شکل کوتاه کلملات را مخفف می گویند . در مخفف تخففیف نیز انجام شده است. مثلا روباه:روبه ، راه : ره ، اگر : گر. کنایه یعنی پوشیده سخن گفتن . کنایه دو معنی دور و نزدیک دارد که منظور نویسنده معنی دور است . از دهانش بوی شیر می آید  یعنی هنوز بچه است. ضرب المثل:جملاتی است کوتاه ، پندآموز ،پرمغز و روان که در میان مردم رایج شده است یا قابلیت رواج یافتن دارد . مثال : " کوزه گر از کوزه  شکسته آب  می خورد. "تشبیه-مبالغه-حروف منادا: تشبیه : همانند کردن چیزی به چیز دیگر  است . و دارای چهار رکن است : مشبه ، مشبه به،ادات تشبیه  و وجه شبه . مثال: او همچون گل زیباست .  او: مشبه_ مثل :ادات تشبیه  _ گل : مشبه به _ زیبایی : وجه شبه  .   مبالغه :توصیف کسی یا چیزی بیش از حد معمول است . مثال:       شود کوه آهن چو دریای آب          اگر بشنود نام افراسیاب .  یعنی کوه آهنین با شنیدن نام افراسیاب  ذوب میشود !   حروف منادا حروفی هستند که منادا با آنان شکل می گیرد که شامل ای ، یا و ا است.مثلا سعدیا،ای خدا و یا علی.نشانه های نگارشی:  نشانه های نگارشی: 1-نقطه:علامت توقف یا ایستادن درخواندن را نشان میدهد ودر پایان جمله می اید  (.)  2-ویرگول:درنگ نما است که برا ی جدا کردن اسم و..... به کار می رود  3- دونقطه: پیش از نقل وقول هنگام توضیح دادن شمردن اجزای یک چیز وهنگام معنی کردن کلمه به کار میرود ((((:  4-علامت سوال : در پایان جملات پرسشی می اید ؟ برای شک و تردید وریشخند..... به کار میرود  5-علامت تعجب :در پایان جملات تعجبی وجمله هایی  که حالت عاطفی دارند  6- ویرگول نقطه : نقطه ـ ویرگول ( ؛) 1ـ هرگاه جمله‌ای از نظر دستوری کامل باشد، اما رابطه فکری آن با جملهٔ بعد، بیش از دو جمله‌ای باشد که میان آنها نقطه قرار می‌گیرد، در این صورت، میان آن جمله و جمله بعد، نقطه ـ ویرگول قرار خواهد گرفت: او کتابی نوشت ؛ کتابی بسیار عمیق و سودمند.مناظره: مناظره یعنی شخصیت هایی درباره یک موضوع به بحث و مجادله می پردازند به این کار مناظره میگویند. نشانه های نگارشی به بهتر درک کردن متن کمک می کند که شامل : نقطه ، ویرگول یا درنگ نما، دو نقطه علامت سوال و علامت تعجب است.