مرور سریع دستور زبان فارسی مخصوص کلاس ششم
صفت فاعلی :
1 – بن مضارع + نده
مانند شنو + نده = شنونده / بین + نده = بیننده / دان + نده = داننده / پذبر + نده = پذیرنده / جوی + نده = جوینده / روی + نده = روینده / نویس + نده = نویسنده
2 – بن مضارع + ا
مانند شنو + ا = شنوا / بین + ا = بینا / دان + ا = دانا / پذیر + ا = پذیرا
مثال ) خداوند دانای رازهاست یا خداوند داننده ی رازهاست
صفت لیاقت :
مصدر + ی
مانند خریدن + ی= خریدنی پوشیدن + ی = پوشیدنی
منادا :
برای خطاب کردن و مخاطب قرار دادن کسی از نشانه های ندا استفاده می کنیم (( ای ، یا ، ا )) . به کلمه ای که هر یک از نشانه های ندا را داشته باشد منادا می گویند .
ای خدا ! / خدا یا ! / یا رب !
نهاد و گزاره :
هر جمله شامل دو بخش است . بخش اول همان است که درباره ی آن خبری می دهند ، به این بخش ، نهاد جمله می گویند . بخش دوم خبری است که درباره ی نهاد داده می شود ، به این بخش ، گزاره ی جمله می گویند .
همیشه نهاد جمله در جواب سوال چه کسی + فعل جمله یا چه چیزی + فعل جمله می آید .
مانند :
1 ) بچه ها خندیدند . چه کسی خندید ؟ بچه ها پس در این جمله بچه ها نهاد جمله و خندیدند گزاره جمله است .
2 ) دانش آموزان کلاس پنجم در جشن شرکت کردند . چه کسی شرکت کرد ؟ دانش آموزان کلاس پنجم پس در جمله بالا دانش آموزان کلاس پنجم نهاد و در جشن شرکت کردند ، گزاره جمله می باشد .
3 ) زهرا و رضا به گل ها آب می دهند .
چه کسی می دهد ؟ زهرا و رضا ( نهاد ) به گل ها آب می دهند ( گزاره )
4 ) سخت کوش به موفقیت خواهد رسید .
چه کسی خواهد رسید ؟ سخت کوش ( نهاد ) به موفقیت خواهد رسید ( گزاره )
5 ) مردمان آزاده ی ایران زیر بار ذلت نمی روند .
چه کسی نمی رود ؟ مردمان آزاده ی ایران ( نهاد ) زیر بار ذلت نمی روند ( گزاره )
6 ) بهار ، دانه ها را از خواب بیدار کرد .
چه کسی بیدار کرد ؟ بهار ( نهاد) دانه ها را از خواب بیدار کرد ( گزاره )
7 ) باد بهاری وزید . چه چیزی وزید ؟ باد بهاری ( نهاد ) وزیر ( گزاره )
8 ) کاروان های راه حق بدون بدرقه ی تو هرگز به مقصد نمی رسند .
چه کسی نمی رسد ؟ کاروان های راه حق ( نهاد ) بدون بدرقه ی تو هرگز به مقصد نمی رسند ( گزاره )
شعر و نثر :
شعر دارای آهنگ و وزن قافیه است . مانند
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینس زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
این شعر دو بیت دارد و هر بیت دو مصراع دارد ، یعنی دو بیت بالا چهار مصراع دارد ، یعنی هر بیت از دو مصراع تشکیل شده است .
اما نثر آهنگ و وزن و قافیه ندارد . مانند
کاش من می توانستم دل های بعضی از آدم ها را هم آب و جارو کنم تا خودشان را برتر از دیگران ندانند .
مترادف ، متضاد ، متشابه و هم خانواده :
به کلماتی که یک معنی دارند مترادف می گویند . مانند جهل و نادانی که مترادفند / یا کلمات مهارت و زبردستی / ناپسند و نکوهیده / ایستادگی و پایداری
کلماتی که شباهت آوایی دارند :
مانند خواست و خاست که اولی به معنی قصد و اراده و دومی به معنی بلند شدن مانند : او از جا برخاست ، دلش می خواست به مسافرت برود .
خوار ( بی ارزش ) ، خار ( تیغ درخت ) هر چیز که خوار ( بی ارزش ) آید یک روز به کار آید . خرما نتوان خورد از این خار که کاشته ایم .
مخالف ( متضاد ) :
دو کلمه که معنی آنها مخالف هم باشد را دو کلمه مخالف یا متضاد می گویند .
مانند : دور و نزدیک / درون و برون / پیر و جوان / وحشی و اهلی شادی و غم / طولانی و کوتاه
هم خانواده :
علم ، عالم ، معلوم ، معلم ، تعلیم ، علوم ( ع ل م )
شهد ، شاهد ، مشهد ، شهید ، شهادت ( ش ه د )
حرف ربط یا پیوند :
حروفی مانند « که ، ولی ، و ، ..... » که جمله را به هم ربط می دهند حرف ربط یا پیوند می گویند .
مانند ) در متن زیر
شجاع کسی است که از مرگ و خطر و عاقبت بد بترسد ، ولی دست و پای خود را گم نکند و با کمال متانت و آرامش برای رویارویی با خطر چاره جویی کند .
زمان فعل :
به فعلی که در زمان گذشته انجام شده باشد ، فعل ماضی ، به فعلی که در زمان حال انجام گیرد ، فعل مضارع ، و به فعلی که در زمان آینده انجام خواهد شد ، مستقبل یا آینده می گویند .
مانند ) در جملات زیر جمله اول گذشته یا ماضی ، جمله دوم مضارع یا حال و جمله سوم آینده یا مستقبل است .
1 ) مریم درس خواند . زمان گذشته یا ماضی
2 ) مریم درس می خواند . زمان حال یا مضارع
3 ) مریم درس خواهد خواند . زمان آینده یا مستقبل
بن فعل ماضی و مضارع :
برای ساختن بن ماضی از مصدر فعل استفاده می کنیم
جمع مکسر :
قلب ، قلوب / مسئله ، مسائل / عمق ، اعماق / عالم ، علما / مطلب ، مطالب / اول ، اوایل /
مفعول جمله :
مفعول جزئی از گزاره جمله است که کار بر آن واقع شده است . مفعول جمله همیشه در جواب چه چیزی را + فعل یا چه کسی را + فعل می آید .
در جملات زیر :
1 ) باد ابرها را برد . نهاد جمله = باد گزاره جمله = ابرها را برد مفعول = ابرها
چه چیزی برد ؟ باد ( نهاد ) چه چیزی را برد ؟ ( ابرها ) مفعول
2 ) باران زمین را می شوید . نهاد جمله = باران گزاره جمله = زمین را می شوید مفعول = زمین
چه چیزی می شوید ؟ باران ( نهاد ) چه چیزی را می شوید ؟ زمین ( مفعول )
3 ) من پاییز را جارو می کنم ، زمستان را پارو می کنم ، تابستان را می شویم تا همیشه بهار باشد .
چه کسی می کند ؟ من ( نهاد جمله اول ، دوم و سوم ) گزاره جمله اول = پاییز را جارو می کنم
گزاره جمله دوم = زمستان را پارو می کنم گزاره جمله سوم = تابستان را می شویم
نهاد جمله چهارم = بهار گزاره جمله چهارم = باشد .
مفعول جمله اول = پاییز مفعول جمله دوم = زمستان مفعول جمله سوم = تابستان
جمله چهارم همیشه مفعول ندارد ( همیشه بهار باشد . )
فتح خود را به سوراخ انداخت .
چه کسی انداخت ؟ فتح ( نهاد ) خود را به سوراخ انداخت ( گزاره ) چه کسی را انداخت ؟ خود ( مفعول )
فتح شنا کردن را به خوبی نیاموخته بود .
چه کسی نیاموخته بود ؟ فتح ( نهاد ) شنا کردن را به خوبی نیاموخته بود ( گزاره ) چه چیزی را نیاموخته بود ) شنا کردن ( مفعول )
اسکاف هر روز بیست نان را در سینی بزرگی می گذاشت .
چه کسی می گذاشت ؟ اسکاف ( نهاد ) هر روز بیست نان را در سینی بزرگی می گذاشت ( گزاره ) چه چیزی را می گذاشت ؟ بیست نان ( مفعول )
نکته : بعد از مفعول جمله « را » می آید اما گاهی اوقات مفعول بدون نشانه « را » می آید .
در جملات زیر :
چند تکه گوشت تازه بیاورید . چند تکه گوشت تازه را بیاورید .
حسن کتاب می خواند . حسن کتاب را می خواند
صرف فعل در شش صیغه :
مفرد اول شخص / دوم شخص / سوم شخص
جمع اول شخص / دوم شخص / سوم شخص
مفرد اول شخص ( می خوانم ) / دوم شخص ( می خوانی ) / سوم شخص ( می خواند )
جمع اول شخص ( می خوانیم ) / دوم شخص ( می خوانید ) / سوم شخص ( می خوانند )
مفرد جمع
اول شخص مفرد من روزنامه می خوانم / اول شخص جمع ما روزنامه می خوانیم
دوم شخص مفرد تو روزنامه می خوانی / دوم شخص جمع شما روزنامه می خوانید
سوم شخص مفرد او روزنامه می خواند / سوم شخص جمع ایشان روزنامه می خوانند
ضمیر :
وقتی بخواهیم از تکرار در جمله خودداری کنیم ، به جای آن از کلمه هایی مانند من ، تو، او ، ما ، شما ، ایشان استفاده می کنیم . به این کلمه ها ضمیر می گویند .
انواع جمله :
انواع جمله از نظر محتوا :
1 – جمله خبری : جمله ای است که خبری را بیان می کند .
مانند باد بهاری وزید . در پایان جمله خبری نقطه می گذاریم .
2 – جمله پرسشی : جمله ای است که در آن پرسشی وجود دارد .
مانند بلبل و قمری چه خواند ؟ در پایان جمله پرسشی علامت ( ؟ ) می گذاریم .
3 – جمله امری : جمله ای است که در آن خواهشی یا امری یا فرمانی ، بیان شود .
مانند خیز و غنیمت شمار . دو جمله امری خیز یک جمله و غنیمت شمار جمله دوم در پایان جمله امری نیز نقطه می گذاریم .
4 – جمله عاطفی : جمله ای که بیانگر احساس شگفتی و عاطفه باشد .
مانند چه گل زیبایی ! در پایان جمله عاطفی علامت ( ! ) می گذاریم .
شبه جمله :
کلمه ی آوخ یک واژه است ، اما معنی یک جمله کامل را بیان می کند . گاهی برای بیان حالت هایی مانند آرزو ، اندوه و شادی و .... از کلمه هایی مانند ای کاش ، افسوس ، آفرین و ... استفاده می کنیم . این کلمات را شبه جمله می گویند . این کلمات در ظاهر یک جمله نیستند اما معنی یک جمله را می رسانند به همین جهت به آنها شبه جمله می گویند .
علائم نگارش :
منظور از نشانه های نگارشی ، به کار بردن علامت ها و نشانه هایی است خواندن و در نتیجه ، فهم مطلب را آسان می کند .
چند نمونه از نشانه های پر کاربرد عبارتند از :
1 – نقطه ( . ) : علامت توقف یا ایستادن در خواندن را نشان می دهد و در پایان جمله می آید .
2 – ویرگول یا درنگ ( ، ) : نشانه ای است که میان عبارت ها یا جمله ها و برای جدا کردن کلمه یا عبارت توضیحییا برای جدا کردن اسم های اشخاص و ... به کار می رود .
3 – دو نقطه ( : ) : پیش از نقل قول هنگام توضیح دادن ، شمردن اجزای یک چیز و هنگام معنی کردن کلمه بکار می رود .
4 – علامت سوال ( ؟ ) : در پایان جمله های پرسشی یا برای نشان دادن شک و تردید و ریشخند و .... بکار می رود .
5 – نشانه ی بیان عاطفه یا تعجب ( ! ) : در پایان جملات تعجبی و جمله هایی که یکی از حالات عاطفی مثل آفرین ، تاکید ، افسوس ، آرزو ، دعا ، ندا و .... بکار می رود